|
مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ سالهاش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد. به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس میکرد فریاد زد: پدر نگاه کن درختها حرکت میکنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را میشنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار میکرد، متعجب شده بودند. ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت میکنند. زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه میکردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران میبارد، آب روی من چکید. زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمیکنید؟ مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر میگردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی میتواند ببیند.
+ نوشته شده توسط میثم جلیلی در دوشنبه 11 آبان1388 و ساعت
15 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در دوشنبه 11 آبان1388 و ساعت
15 |
+ نوشته شده توسط میثم جلیلی در دوشنبه 11 آبان1388 و ساعت
15 |
مازندران ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در شنبه 2 آبان1388 و ساعت
16 |
با سلام
منم یه چیزی از آقای پناهیان بگم: آقای پناهیان : توی فرانسه یکی از استاد دانشگاه ها بهم گفت: چند وقت پیش یکی از دانشجو ها دفاع داشت. خیلی آرایش غلیظ و مینی ژوپ و ... خیلی عالی جلسه رو برگزار کرد حقش 20 بود اما بهش 15 دادم منو توبیخ کردند که تو چون مسلمونی این کارو کردی گفتم: نه این خانوم خودشو آرایش کرده بود و برجستگی های بدنشو به تماشا گذاشته بود و این باعث شده بود که دانشجو های دیگه و همچنین استادهای حاضر در جلسه به برجستگی های اون دختر نگاه کنند. و این باعث شد نقد علمی نکنند. و این منافی اهداف علمی در دانشگاهه. استاد پناهیان ادامه داد: توبیخی رو از اون استاد دانشگاه پس گرفتند و از اون به بعد، این قانون شد که: "در جلسه دفاع، دختران باید پوشش مناسب و مرتبی داشته باشند." + نوشته شده توسط میثم جلیلی در شنبه 2 آبان1388 و ساعت
15 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در دوشنبه 20 مهر1388 و ساعت
10 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در شنبه 18 مهر1388 و ساعت
7 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در شنبه 18 مهر1388 و ساعت
7 |
ناگهان در نماز جمعه شهر عطر محراب جمكران گل كرد بغض تو تا شكست بر لبها ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد *** جان ايران! چه شد كه جانت را جان ناقابلي گمان كردي؟! آبروي همه مسلمانان اشك ما را چرا درآوردي؟! *** جسم تو كامل است، ناقص نيست ميدهد عطر يك بغل گل ياس دستت اما حكايتي دارد... رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس! ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در شنبه 18 مهر1388 و ساعت
7 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در شنبه 18 مهر1388 و ساعت
6 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در شنبه 18 مهر1388 و ساعت
6 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در شنبه 18 مهر1388 و ساعت
6 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در شنبه 18 مهر1388 و ساعت
6 |
خاطره ای از شهید میثمی در عملیات خیبر ************** روز های پایانی عملیات خیبر بود . ارتش عراق تمامی قوا و نیروهای خودش رو بسیج کرده بود که به هر طریقی که شده منطقه ی مجنون رو تحت تصرف خودش بگیره . ************************* + نوشته شده توسط میثم جلیلی در شنبه 18 مهر1388 و ساعت
6 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در جمعه 30 مرداد1388 و ساعت
18 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در جمعه 30 مرداد1388 و ساعت
18 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در جمعه 30 مرداد1388 و ساعت
18 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در جمعه 30 مرداد1388 و ساعت
18 |
رنج نامه فیروز آبادی خطاب به امام زمان(عج)درباره انتخابات
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در جمعه 30 مرداد1388 و ساعت
18 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در جمعه 30 مرداد1388 و ساعت
17 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در جمعه 30 مرداد1388 و ساعت
17 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در جمعه 30 مرداد1388 و ساعت
17 |
http://fatemi84.blogfa.com/
+ نوشته شده توسط میثم جلیلی در شنبه 13 تیر1388 و ساعت
15 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در شنبه 13 تیر1388 و ساعت
14 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در چهارشنبه 10 تیر1388 و ساعت
15 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در چهارشنبه 10 تیر1388 و ساعت
10 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط میثم جلیلی در سه شنبه 9 تیر1388 و ساعت
8 |
|
|
|||